![]() |
![]() |
|
| اگر خوب گوش دهیم درخت ها هم قصه می گویند |
|
حافظ در تفال آغاز به کار این وبلاگ چنین گفت: ابر آذاری بر آمد باد نوروزی وزید وجه می میخواهم و مطرب که می گوید رسید شاهدان در جلوه و من شرمسار کیسه ام بار عشق و مفلسی صعب است و میباید کشید قحط جود است آبروی خود نمیباید فروخت باده و گل از بهای خرقه میباید خرید حالیا خواهد گشود از دولتم کاری که دوش من همی کردم دعا و صبح آمین میدمید بالبی و صد هزاران خنده گل آمد به باغ از کریمی گوئیا از گوشه ای بوئی شنید دامنی گر چاک شد در عالم رندی چه باک جامه ای در نیکنامی نیز میباید درید این لطایف کز لب لعل تو من گفتم که گفت؟ وآن تطاول کز سر زلف تو من دیدم که دید؟ عدل سلطان گرنپرسد حال مظلومان عشق گوشه گیران را ز آسایش طمع باید برید تیر عاشق کش ندانم بر دل حافظ که زد اینقدر دانم که از شعر ترش خون می چکید و در آغاز سلام... شش روز از سال جدید گذشت... و چقدر زود می گذرد... مثل پارسال ... مثل همیشه... امیدوارم همیشه سلامت و موفق باشیدو سالی سرشار از لبخند مانا برایتان آرزو می کنم. |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم فروردین 1386ساعت 17:1 توسط ویدا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1387 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 |
|
RSS
|